۲۹ مارس ۲۰۱۰

روايتي ساده از نقش مایه های انسان و بُز روی سفال

روايتي ساده از
نقش­مایه­های انسان و بُز روی سفال


شاید این نکته به ذهن خواننده بیاید که منظور از عنوان انتخابی چیست و لزوم نمایش این گونه مواد فرهنگی که شاید در نگاه اول جذابیت جام­های زیبای زرین و سیمین را نداشته باشند، بر چه پایه­ای است. ما نیز درصدد پاسخ گفتن به پرسش­های پیش آمده در ذهن شما هستیم و از این رو شما را به حدود 12000 سال به عقب می­بریم و گام به گام با شما صفحات گذشته را مرور می­کنیم تا بتوانیم اندک اندک هدف خود را از نکته­­های پیش گفته بازگو کنیم.
در حدود 12000 سال پیش آخرین عصر یخبندان از دوره­های زمین­شناسی رو پایان به گذاشت و شرایط به گونه­ای مهیا شد تا انسان که پیش از این در غارها و پناهگاه­های صخره­ای روزگار می­گذراند و با ابزارهای سنگی نیازهای خود را برآورده می­کرد، بتواند به نقاط پایین دست و دشت­های میان­کوهی آمده و اوقات بیشتری را در آن­جا سپری کند। انسان از این شرایط پیش­آمده نهایت استفاده را می­کرد و در فصل­های گرم سال به دشت­ها ­­آمده و با شکار و گردآوری غذا و دانه­های گیاهی برای فصل­های سرد سال، آن­ها را به پناهگاه­های خود می­برد و در آن­جا ذخیره می­کرد।
آمد و شد مداوم انسان به دشت­ها، او را با شرایط و پدیده­های جدیدی روبرو کرد، به­طوری­که با حیوانات و گیاهانی آشنا شد که پیش از این استفادة چندانی از آن­ها نمی­کرد. از سوی دیگر با زیاد شدن منابع غذایی جمعیت انسانی هم آرام آرام رو به ازدیاد رفت؛ تاجایی­که دیگر غذاهای ذخیره شده برای فصل­های سرد سال پاسخ­گو نبودند. به همین خاطر بشر به سوی انتخاب برخی منابع غذایی (حیوانی و گیاهی) رفت و سعی کرد تا با توجه به ارزش غذایی آن­ها، بیشتر از این­گونه منابع استفاده کند. این توجه او را با ویژگی و خواص برخی گیاهان و رفتارهای آن­ها آشنا کرد و بشر کم­کم پی برد که این گونه منابع غذایی برای رشد و به بار نشستن، به چه شرایطی نیاز دارند؛ بنابراین تلاش کرد تا به صورت آزمایشی به کشت برخی از دانه­های گیاهی و نگه داری از برخی حیوانات بپردازد. اما بشر نمی­دانست که چند هزار سال بعد از این حرکت بزرگ او تحت عنوان "انقلاب کشاورزی" یاد می­شود.
در حدود 10000 سال پیش بشر موفق شد گونه­هایی از گیاهان که مهمترین آن­ها گندم و جو بودند را کشت کند و برخی حیوانات از جمله گونه­های وحشی بُز و گوسفند را اهلی کرده و از آن­ها استفاده نماید.
شاید بپرسید این اتفاق در کجا رخ داد؟
در پاسخ باید گفت به دلیل فراهم بودن شرایط زیست­محیطی و همچنین وجود گونه­های وحشی موارد یاد شده این اتفاق در غرب ایران، جنوب ترکیه و سوریه امروزی رخ داد.
حال برگردیم به داستان تا شرایط بشر را پس از تحولات یاد شده دوباره مرور ­کنیم. او (بشر) با توجه به کشت بـرخی گیاهـان و نگهـداری از جانورانی همچون بُز نیاز داشت تا مدت زمان بیشتری را در دشت­های میان کوهی در کنار محصولات در حال رشد سپری کند. از سویی نیز حجم منابع غذایی تولید شده سالانه توسط او رو به ازدیاد بود؛ بنابراین انتقال و بردن این حجم منابع غذایی با امکانات اندک او به پناهگاه­ها و غارهای واقع در کوهستان­ها و نقاط مرتفع امکان­پذیر نبود. او مجبور بود تا تصمیم مهم دیگری بگیرد. و آن استقرار دایم در دشت­های میان کوهی بود. بشر از یک سو نیاز به اجرای این تصمیم داشت؛ ولی از سوی دیگر با عملی کردن این تصمیم عواملی مانند جانوران درنده، باران و برف، سیل، سرما و گرما تهدید کننده­ی جان او بودند.
بشر تا کی می­توانست در سایه­بان­های چوبی و یا ساخته­ شده از نی یا شاخ و برگ درختان سپری کند از این زمان بود که انسان توجه خود را به پدیده­ای که در اطراف خود به وفور می­دید ولی از کنار آن ساده می­گذشت، جلب کرد و آن ترکیب خاک و آب و همان ساخت گِل آشنا شدن بشر با خاصیت گِل، شکل­پذیری، در دسترس بودن و برگشت­پذیری آن، سبب شد تا از آن برای ساختن پناهگاه­ برای خود استفاده کند। او حجم زیادی از گل را لایه لایه روی هم می­گذاشت و بدین وسیله دیوار­هایی را ایجاد می­­کرد (همین دیوارهای چینه­ای امروزی که به دور برخی از باغ­ها هنوز می­بینیم) و سقف آن را نیز با شاخ و برگ درختان می­پوشاند و روی آن را نیز گل اندود می­کرد و بدین وسیله توانست نخستین کلبه­های روستایی را بسازد। ساخت این گونه کلبه­ها به دور هم نخستین روستاها را پدید آورد। آیا می­دانید این گونه روستاها در کدام مناطق ایران برای نخستین بار ساخته شدند؟ بله، در غرب و جنوب غرب ایران امروزی یعنی همان جایی که بشر برای نخستین بار توانسته بود برخی گیاهان و جانوران را اهلی

حال از جنبه­ای دیگر به زندگی انسان آن روز نگاه می­کنیم. پیش از آشنایی انسان با خاصیت­های گِل، تمامی ابزارهای لازم و روزمرة خود را با گونه­های گوناگون سنگ می­ساخت (به ابزارهای سنگی نمایش داده شده در بخش پارینه سنگی خوب دقت کنید). استفاده از سنگ به سبب استحکام آن منطقی بود اما صرف زمان زیاد برای ساختن آن و برگشت­ناپذیری آن انسان را با دشواری­هایی روبرو می­ساخت. آشنایی او با گِل و استفاده از آن در خانه­سازی، سبب شد تا برای ساخت ابزار و یا وسایل روزمره­ای که به آن­ها احساس نیاز می­کرد، گِل را مورد آزمایش قرار دهد.
معلوم بود که نمی­توانست در کشاورزی از ابزارهای گِلی استفاده کند اما این دلیل نمی­شد که برای ذخیرة منابع غذایی به دست آمده از کشاورزی، ساخت اشیایی را مدنظر قرار ندهد. او سعی کرد تا برای در امان نگه داشتن دانه­های گیاهی به دست آمده از طریق کشاورزی برای فصل­های سرد سال در کلبه­های روستایی خود جایی از زمین را بِکَند و دور آن را گِل اندود کند و پس از خشک شدن، دانه­های خوراکی درو شده را در آن مکان­ها نگه داری کند تا از گزند رطوبت و حیوانات موذی مصون بماند. او دریافت که می­تواند این گونه انبارها را در اندازه­های گوناگون بسازد. پس سعی کرد تا گونه­هایی را امتحان کند که بتواند آن­ها را در شرایط لازم حمل و نقل کند. از این رو شروع به ساختن ظرف­های گِلی کرد. این موضوع به قدری اهمیت یافت که امروزه نیز ما پس از گذشت حدود 10000 سال از این زمان هنوز در خانه­های خود از ظرف­های سفالین استفاده می­کنیم.
از این زمان بود که بشر سعی نمود تا ظرف­های مختلفی را از دیدگاه شکل و اندازه از گِل بسازد و در زندگی روزمره از آن­ها استفاده کند. اما او دریافت که ظرف پس از خشک شدن و مورد استفاده قرار گرفتن به محض مجاورت با آب حالت خود را از دست داده و از بین می­رود. نمی­توان این اتفاق را عمدی دانست؛ اما بشر پی برد که در صورت حرارت دیدن گِل، ظرف او حالت محکمی به خود می­گیرد و دیگر آب نمی­تواند آن­ها را به حالت اول بازگرداند. او این پدیده را با حرارت دادن عمدی ظروف ساخته شده­ی گِلی امتحان کرد. چاله­هایی می­ساخت و ظروف را داخل آن­ قرار می­داد و روی چاله را با شاخ و برگ درختان و یا فضولات حیوانی می­پوشاند و آن را آتش می­زد. معلوم است که اینگونه ظروف کیفیت چندانی نداشتند اما بهتر از ظروفی بودند که حرارت نمی­دیدند.
این اتفاق در حدود 9000 سال پیش در مناطقی همچون آذربایجان، کرمانشاه و خوزستان کنونی رخ داد که شواهد آن از طریق کاوش­ها و حفاری­های باستان­شناسی کشف شده­اند.
اما از این به بعد روند پیشرفت بشر در زمینه فن آوری، سرعت بیشتری گرفت. او شروع به ساخت نخستین کوره­های سفالگری کرد تا از سویی بتواند درجه حرارت را در آن­ها بالا ببرد و از سوی دیگر تعداد بیشتری از ظروف را در هر نوبت بپزد. ظروف روز به روز کیفیت بیشتری می­یافتند و آرام آرام به گونه­ای شد که بشر به جنبه­های زیبایی­شناختی ظروف نیز توجه می­کرد. او سطح ظروف را به هنگام خشک شدن با دست­های مرطوب صاف می­کرد و نمی­دانیم چگونه و با چه نیّتی و چه موادی شروع به کشیدن اشکال مختلف روی ظروف کرد! در ابتدا همگی این نقوش اشکال هندسی بودند مثلاً خطوط صاف، خطوط هاشوری و یا مثلث شکل؛ اما پس از اندک زمانی، نقوشی دیگر از جمله حیوان، گیاه و انسان روی سفال­ها پدیدار شد.
در خصوص درك و فهم نقوش بر روی سفال­های پیش از تاریخی مقالات و کتاب­های زیادی نوشته شده نظرات پژوهشگران متفاوت است اما نکته­ای که بسیاری از آن­ها اتفاق نظر دارند این است که رخ­دادهای اطراف بشر و زندگی روزمره او نقش بسزایی در موتیف­های روی ظروف ساخته شده به دست او ایفا می­کردند। شاید این نکته جالب باشد که بسیاری از پژوهشگران عقیده دارند نخستین سفالگران تاریخ می­توانند خانم­ها باشند و شاید ظرافت ساخت برخی ظروف سفالی و یا نقوش روی آن­ها محققین را بر این باور سوق داده باشد و البته به نظر نیز منطقی می­رسد।
در ابتدای بحث از چگونگی شرایط ابتدایی بشر در غارها و دشت­ها گفتیم و طرز چگونگی آشنایی آن­ها را با برخی گونه­های گیاهی و جانوری بیان کردیم. از سوی دیگر به نظر برخی پژوهشگران به در ارتباط بودن نقوش روی سفال­ها و زندگی روزمره آن­ها اشاره کردیم. حالا نگاهی به اولین نقوش روی سفال­های پیش از تاریخی می­نماییم. همان طور که یاد شد نقوش هندسی که پیش قراول نقوش روی سفال­ها بودند همچنان ادامه یافتند و اما در کنار این­ها نقوش حیوانی، گیاهی و انسانی که از اهمیت بالایی برخوردار بودند نیز تجلی یافتند.
این پرسش پیش می­آید که نخستین نقوش حیوانی و گیاهی مربوط به کدام یک از حیوانات و گیاهان می­شدند؟ و چرا؟
پاسخ را این گونه آغاز می­کنیم که بشر با دشت نشین شدن و معطوف کردن زندگی خود به اهلی کردن گیاهان (نخست گندم و جو) و جانوران (نخست بُز و گوسفند) وابستگی بسیاری به آن­ها یافت، بطوریکه رکن زندگی بشر را تشکیل دادند و او پس از یکجانشین شدن بدون استفاده از موارد یاد شده نمی­توانست به حیات خود ادامه دهد. بدیهی است که امروزه نیز می­توان نگاه و تفکر انسان­ها را در غالب آثار به جای مانده از آن­ها جستجو کرد و تا اندازه­ای به آن­ها دست یافت. یعنی همیشه انسان به مواردی که نقش مهمی در زندگی او بازی می­کنند، توجه خاص داشته و سعی کرده به نوعی آن­ها را در دست­آوردهای خود نشان دهد. بـه عنوان مثال اگر در خانـه­ای وارد شویـم و با وسایل سنتـی و قدیمی روبرو گردیم می­توانیم حدس بزنیم که صاحب خانه اشیاء و لوازم سنتی را به لوازم مدرن ترجیح می­دهد.
غرض ما از بیان کردن مثال بالا این بود که بگوییم چرا نمی­تواند گندم و بُز به عنوان نخستین گیاه و جانور بر روی سفال­های پیش از تاریخی تجلی یابد. آری، اگر می­بینیم که نقش بُز بر روی سفال­های این دوره زیاد است، به دلیل اهمیت و جایگاه بالای این جانور در زندگی بشر آن روز و نیز وابستگی بشر به آن بوده که این وابستگی انکارناپذیر است. بنابراین حیات بشر به حیات همان حیوانات نقش شده روی ظروف بستگی داشت.
(اگر می­بینید تاکید بیشتر ما در اینجا نقش حیوان "بُز" است به این دلیل است که مرتبط با اشیاء فرهنگی به نمایش درآمده در نمایشگاه است و گرنه نقوش گیاهی که شبیه گندم و جو باشند به وفور بر روی سفال­های پیش از تاریخی مشهودند که در جای خود به نمایش درخواهند آمد).
انسان پیش از تاریخی نقش خود را نیز در تقابل با حیواناتی همچون بُز به نمایش گذاشت و از این رهگذر با حرکت ساده­ی قلم بر روی سفال­ها توانست نخستین نقوش انسانی و حیوانی را رقم بزند. البته نقوش انسانی نیز در آغاز مانند نقوش حیوانی بسیار ساده (استلیزه شده)، شماتیک و ابتدایی بودند و امروزه مطالعه این نقوش هرچند ابتدایی و ساده ما را با افکار و ایده­های انسان دوره پیش از تاریخ آشنا می­کند.
و اما لزوم نمایش این گونه نقوش این است که ما را با پیشینه­ی انسان یکجانشین، هنرهای اولیه­ی او و دلبستگی­های او آشنا می­کند و باید بدانیم بسیاری از مواردی که امروزه به نظر ساده و ابتدایی می­رسند و اهمیت چندانی به آن­ها نمی­دهیم، روزگاری مهمترین دغدغه بشر محسوب می­شدند و او برای حفظ و دوام زندگی خویش بسیاری از راه­ها را تجربه کرده و سختی­های زیادی دیده تا به آرامش نسبی دست پیدا کند।

منبع: بخش سفال موزه ملي ايران اسفندماه1388 خورشيدي

0 نظرات:

ارسال يک نظر