روايتي ساده از
نقشمایههای انسان و بُز روی سفال
شاید این نکته به ذهن خواننده بیاید که منظور از عنوان انتخابی چیست و لزوم نمایش این گونه مواد فرهنگی که شاید در نگاه اول جذابیت جامهای زیبای زرین و سیمین را نداشته باشند، بر چه پایهای است. ما نیز درصدد پاسخ گفتن به پرسشهای پیش آمده در ذهن شما هستیم و از این رو شما را به حدود 12000 سال به عقب میبریم و گام به گام با شما صفحات گذشته را مرور میکنیم تا بتوانیم اندک اندک هدف خود را از نکتههای پیش گفته بازگو کنیم.
در حدود 12000 سال پیش آخرین عصر یخبندان از دورههای زمینشناسی رو پایان به گذاشت و شرایط به گونهای مهیا شد تا انسان که پیش از این در غارها و پناهگاههای صخرهای روزگار میگذراند و با ابزارهای سنگی نیازهای خود را برآورده میکرد، بتواند به نقاط پایین دست و دشتهای میانکوهی آمده و اوقات بیشتری را در آنجا سپری کند। انسان از این شرایط پیشآمده نهایت استفاده را میکرد و در فصلهای گرم سال به دشتها آمده و با شکار و گردآوری غذا و دانههای گیاهی برای فصلهای سرد سال، آنها را به پناهگاههای خود میبرد و در آنجا ذخیره میکرد।
آمد و شد مداوم انسان به دشتها، او را با شرایط و پدیدههای جدیدی روبرو کرد، بهطوریکه با حیوانات و گیاهانی آشنا شد که پیش از این استفادة چندانی از آنها نمیکرد. از سوی دیگر با زیاد شدن منابع غذایی جمعیت انسانی هم آرام آرام رو به ازدیاد رفت؛ تاجاییکه دیگر غذاهای ذخیره شده برای فصلهای سرد سال پاسخگو نبودند. به همین خاطر بشر به سوی انتخاب برخی منابع غذایی (حیوانی و گیاهی) رفت و سعی کرد تا با توجه به ارزش غذایی آنها، بیشتر از اینگونه منابع استفاده کند. این توجه او را با ویژگی و خواص برخی گیاهان و رفتارهای آنها آشنا کرد و بشر کمکم پی برد که این گونه منابع غذایی برای رشد و به بار نشستن، به چه شرایطی نیاز دارند؛ بنابراین تلاش کرد تا به صورت آزمایشی به کشت برخی از دانههای گیاهی و نگه داری از برخی حیوانات بپردازد. اما بشر نمیدانست که چند هزار سال بعد از این حرکت بزرگ او تحت عنوان "انقلاب کشاورزی" یاد میشود.
در حدود 10000 سال پیش بشر موفق شد گونههایی از گیاهان که مهمترین آنها گندم و جو بودند را کشت کند و برخی حیوانات از جمله گونههای وحشی بُز و گوسفند را اهلی کرده و از آنها استفاده نماید.
شاید بپرسید این اتفاق در کجا رخ داد؟
در پاسخ باید گفت به دلیل فراهم بودن شرایط زیستمحیطی و همچنین وجود گونههای وحشی موارد یاد شده این اتفاق در غرب ایران، جنوب ترکیه و سوریه امروزی رخ داد.
حال برگردیم به داستان تا شرایط بشر را پس از تحولات یاد شده دوباره مرور کنیم. او (بشر) با توجه به کشت بـرخی گیاهـان و نگهـداری از جانورانی همچون بُز نیاز داشت تا مدت زمان بیشتری را در دشتهای میان کوهی در کنار محصولات در حال رشد سپری کند. از سویی نیز حجم منابع غذایی تولید شده سالانه توسط او رو به ازدیاد بود؛ بنابراین انتقال و بردن این حجم منابع غذایی با امکانات اندک او به پناهگاهها و غارهای واقع در کوهستانها و نقاط مرتفع امکانپذیر نبود. او مجبور بود تا تصمیم مهم دیگری بگیرد. و آن استقرار دایم در دشتهای میان کوهی بود. بشر از یک سو نیاز به اجرای این تصمیم داشت؛ ولی از سوی دیگر با عملی کردن این تصمیم عواملی مانند جانوران درنده، باران و برف، سیل، سرما و گرما تهدید کنندهی جان او بودند.
بشر تا کی میتوانست در سایهبانهای چوبی و یا ساخته شده از نی یا شاخ و برگ درختان سپری کند از این زمان بود که انسان توجه خود را به پدیدهای که در اطراف خود به وفور میدید ولی از کنار آن ساده میگذشت، جلب کرد و آن ترکیب خاک و آب و همان ساخت گِل آشنا شدن بشر با خاصیت گِل، شکلپذیری، در دسترس بودن و برگشتپذیری آن، سبب شد تا از آن برای ساختن پناهگاه برای خود استفاده کند। او حجم زیادی از گل را لایه لایه روی هم میگذاشت و بدین وسیله دیوارهایی را ایجاد میکرد (همین دیوارهای چینهای امروزی که به دور برخی از باغها هنوز میبینیم) و سقف آن را نیز با شاخ و برگ درختان میپوشاند و روی آن را نیز گل اندود میکرد و بدین وسیله توانست نخستین کلبههای روستایی را بسازد। ساخت این گونه کلبهها به دور هم نخستین روستاها را پدید آورد। آیا میدانید این گونه روستاها در کدام مناطق ایران برای نخستین بار ساخته شدند؟ بله، در غرب و جنوب غرب ایران امروزی یعنی همان جایی که بشر برای نخستین بار توانسته بود برخی گیاهان و جانوران را اهلی
حال از جنبهای دیگر به زندگی انسان آن روز نگاه میکنیم. پیش از آشنایی انسان با خاصیتهای گِل، تمامی ابزارهای لازم و روزمرة خود را با گونههای گوناگون سنگ میساخت (به ابزارهای سنگی نمایش داده شده در بخش پارینه سنگی خوب دقت کنید). استفاده از سنگ به سبب استحکام آن منطقی بود اما صرف زمان زیاد برای ساختن آن و برگشتناپذیری آن انسان را با دشواریهایی روبرو میساخت. آشنایی او با گِل و استفاده از آن در خانهسازی، سبب شد تا برای ساخت ابزار و یا وسایل روزمرهای که به آنها احساس نیاز میکرد، گِل را مورد آزمایش قرار دهد.
معلوم بود که نمیتوانست در کشاورزی از ابزارهای گِلی استفاده کند اما این دلیل نمیشد که برای ذخیرة منابع غذایی به دست آمده از کشاورزی، ساخت اشیایی را مدنظر قرار ندهد. او سعی کرد تا برای در امان نگه داشتن دانههای گیاهی به دست آمده از طریق کشاورزی برای فصلهای سرد سال در کلبههای روستایی خود جایی از زمین را بِکَند و دور آن را گِل اندود کند و پس از خشک شدن، دانههای خوراکی درو شده را در آن مکانها نگه داری کند تا از گزند رطوبت و حیوانات موذی مصون بماند. او دریافت که میتواند این گونه انبارها را در اندازههای گوناگون بسازد. پس سعی کرد تا گونههایی را امتحان کند که بتواند آنها را در شرایط لازم حمل و نقل کند. از این رو شروع به ساختن ظرفهای گِلی کرد. این موضوع به قدری اهمیت یافت که امروزه نیز ما پس از گذشت حدود 10000 سال از این زمان هنوز در خانههای خود از ظرفهای سفالین استفاده میکنیم.
از این زمان بود که بشر سعی نمود تا ظرفهای مختلفی را از دیدگاه شکل و اندازه از گِل بسازد و در زندگی روزمره از آنها استفاده کند. اما او دریافت که ظرف پس از خشک شدن و مورد استفاده قرار گرفتن به محض مجاورت با آب حالت خود را از دست داده و از بین میرود. نمیتوان این اتفاق را عمدی دانست؛ اما بشر پی برد که در صورت حرارت دیدن گِل، ظرف او حالت محکمی به خود میگیرد و دیگر آب نمیتواند آنها را به حالت اول بازگرداند. او این پدیده را با حرارت دادن عمدی ظروف ساخته شدهی گِلی امتحان کرد. چالههایی میساخت و ظروف را داخل آن قرار میداد و روی چاله را با شاخ و برگ درختان و یا فضولات حیوانی میپوشاند و آن را آتش میزد. معلوم است که اینگونه ظروف کیفیت چندانی نداشتند اما بهتر از ظروفی بودند که حرارت نمیدیدند.
این اتفاق در حدود 9000 سال پیش در مناطقی همچون آذربایجان، کرمانشاه و خوزستان کنونی رخ داد که شواهد آن از طریق کاوشها و حفاریهای باستانشناسی کشف شدهاند.
اما از این به بعد روند پیشرفت بشر در زمینه فن آوری، سرعت بیشتری گرفت. او شروع به ساخت نخستین کورههای سفالگری کرد تا از سویی بتواند درجه حرارت را در آنها بالا ببرد و از سوی دیگر تعداد بیشتری از ظروف را در هر نوبت بپزد. ظروف روز به روز کیفیت بیشتری مییافتند و آرام آرام به گونهای شد که بشر به جنبههای زیباییشناختی ظروف نیز توجه میکرد. او سطح ظروف را به هنگام خشک شدن با دستهای مرطوب صاف میکرد و نمیدانیم چگونه و با چه نیّتی و چه موادی شروع به کشیدن اشکال مختلف روی ظروف کرد! در ابتدا همگی این نقوش اشکال هندسی بودند مثلاً خطوط صاف، خطوط هاشوری و یا مثلث شکل؛ اما پس از اندک زمانی، نقوشی دیگر از جمله حیوان، گیاه و انسان روی سفالها پدیدار شد.
در خصوص درك و فهم نقوش بر روی سفالهای پیش از تاریخی مقالات و کتابهای زیادی نوشته شده نظرات پژوهشگران متفاوت است اما نکتهای که بسیاری از آنها اتفاق نظر دارند این است که رخدادهای اطراف بشر و زندگی روزمره او نقش بسزایی در موتیفهای روی ظروف ساخته شده به دست او ایفا میکردند। شاید این نکته جالب باشد که بسیاری از پژوهشگران عقیده دارند نخستین سفالگران تاریخ میتوانند خانمها باشند و شاید ظرافت ساخت برخی ظروف سفالی و یا نقوش روی آنها محققین را بر این باور سوق داده باشد و البته به نظر نیز منطقی میرسد।
در ابتدای بحث از چگونگی شرایط ابتدایی بشر در غارها و دشتها گفتیم و طرز چگونگی آشنایی آنها را با برخی گونههای گیاهی و جانوری بیان کردیم. از سوی دیگر به نظر برخی پژوهشگران به در ارتباط بودن نقوش روی سفالها و زندگی روزمره آنها اشاره کردیم. حالا نگاهی به اولین نقوش روی سفالهای پیش از تاریخی مینماییم. همان طور که یاد شد نقوش هندسی که پیش قراول نقوش روی سفالها بودند همچنان ادامه یافتند و اما در کنار اینها نقوش حیوانی، گیاهی و انسانی که از اهمیت بالایی برخوردار بودند نیز تجلی یافتند.
این پرسش پیش میآید که نخستین نقوش حیوانی و گیاهی مربوط به کدام یک از حیوانات و گیاهان میشدند؟ و چرا؟
پاسخ را این گونه آغاز میکنیم که بشر با دشت نشین شدن و معطوف کردن زندگی خود به اهلی کردن گیاهان (نخست گندم و جو) و جانوران (نخست بُز و گوسفند) وابستگی بسیاری به آنها یافت، بطوریکه رکن زندگی بشر را تشکیل دادند و او پس از یکجانشین شدن بدون استفاده از موارد یاد شده نمیتوانست به حیات خود ادامه دهد. بدیهی است که امروزه نیز میتوان نگاه و تفکر انسانها را در غالب آثار به جای مانده از آنها جستجو کرد و تا اندازهای به آنها دست یافت. یعنی همیشه انسان به مواردی که نقش مهمی در زندگی او بازی میکنند، توجه خاص داشته و سعی کرده به نوعی آنها را در دستآوردهای خود نشان دهد. بـه عنوان مثال اگر در خانـهای وارد شویـم و با وسایل سنتـی و قدیمی روبرو گردیم میتوانیم حدس بزنیم که صاحب خانه اشیاء و لوازم سنتی را به لوازم مدرن ترجیح میدهد.
غرض ما از بیان کردن مثال بالا این بود که بگوییم چرا نمیتواند گندم و بُز به عنوان نخستین گیاه و جانور بر روی سفالهای پیش از تاریخی تجلی یابد. آری، اگر میبینیم که نقش بُز بر روی سفالهای این دوره زیاد است، به دلیل اهمیت و جایگاه بالای این جانور در زندگی بشر آن روز و نیز وابستگی بشر به آن بوده که این وابستگی انکارناپذیر است. بنابراین حیات بشر به حیات همان حیوانات نقش شده روی ظروف بستگی داشت.
(اگر میبینید تاکید بیشتر ما در اینجا نقش حیوان "بُز" است به این دلیل است که مرتبط با اشیاء فرهنگی به نمایش درآمده در نمایشگاه است و گرنه نقوش گیاهی که شبیه گندم و جو باشند به وفور بر روی سفالهای پیش از تاریخی مشهودند که در جای خود به نمایش درخواهند آمد).
انسان پیش از تاریخی نقش خود را نیز در تقابل با حیواناتی همچون بُز به نمایش گذاشت و از این رهگذر با حرکت سادهی قلم بر روی سفالها توانست نخستین نقوش انسانی و حیوانی را رقم بزند. البته نقوش انسانی نیز در آغاز مانند نقوش حیوانی بسیار ساده (استلیزه شده)، شماتیک و ابتدایی بودند و امروزه مطالعه این نقوش هرچند ابتدایی و ساده ما را با افکار و ایدههای انسان دوره پیش از تاریخ آشنا میکند.
و اما لزوم نمایش این گونه نقوش این است که ما را با پیشینهی انسان یکجانشین، هنرهای اولیهی او و دلبستگیهای او آشنا میکند و باید بدانیم بسیاری از مواردی که امروزه به نظر ساده و ابتدایی میرسند و اهمیت چندانی به آنها نمیدهیم، روزگاری مهمترین دغدغه بشر محسوب میشدند و او برای حفظ و دوام زندگی خویش بسیاری از راهها را تجربه کرده و سختیهای زیادی دیده تا به آرامش نسبی دست پیدا کند।
نقشمایههای انسان و بُز روی سفال
شاید این نکته به ذهن خواننده بیاید که منظور از عنوان انتخابی چیست و لزوم نمایش این گونه مواد فرهنگی که شاید در نگاه اول جذابیت جامهای زیبای زرین و سیمین را نداشته باشند، بر چه پایهای است. ما نیز درصدد پاسخ گفتن به پرسشهای پیش آمده در ذهن شما هستیم و از این رو شما را به حدود 12000 سال به عقب میبریم و گام به گام با شما صفحات گذشته را مرور میکنیم تا بتوانیم اندک اندک هدف خود را از نکتههای پیش گفته بازگو کنیم.
در حدود 12000 سال پیش آخرین عصر یخبندان از دورههای زمینشناسی رو پایان به گذاشت و شرایط به گونهای مهیا شد تا انسان که پیش از این در غارها و پناهگاههای صخرهای روزگار میگذراند و با ابزارهای سنگی نیازهای خود را برآورده میکرد، بتواند به نقاط پایین دست و دشتهای میانکوهی آمده و اوقات بیشتری را در آنجا سپری کند। انسان از این شرایط پیشآمده نهایت استفاده را میکرد و در فصلهای گرم سال به دشتها آمده و با شکار و گردآوری غذا و دانههای گیاهی برای فصلهای سرد سال، آنها را به پناهگاههای خود میبرد و در آنجا ذخیره میکرد।
آمد و شد مداوم انسان به دشتها، او را با شرایط و پدیدههای جدیدی روبرو کرد، بهطوریکه با حیوانات و گیاهانی آشنا شد که پیش از این استفادة چندانی از آنها نمیکرد. از سوی دیگر با زیاد شدن منابع غذایی جمعیت انسانی هم آرام آرام رو به ازدیاد رفت؛ تاجاییکه دیگر غذاهای ذخیره شده برای فصلهای سرد سال پاسخگو نبودند. به همین خاطر بشر به سوی انتخاب برخی منابع غذایی (حیوانی و گیاهی) رفت و سعی کرد تا با توجه به ارزش غذایی آنها، بیشتر از اینگونه منابع استفاده کند. این توجه او را با ویژگی و خواص برخی گیاهان و رفتارهای آنها آشنا کرد و بشر کمکم پی برد که این گونه منابع غذایی برای رشد و به بار نشستن، به چه شرایطی نیاز دارند؛ بنابراین تلاش کرد تا به صورت آزمایشی به کشت برخی از دانههای گیاهی و نگه داری از برخی حیوانات بپردازد. اما بشر نمیدانست که چند هزار سال بعد از این حرکت بزرگ او تحت عنوان "انقلاب کشاورزی" یاد میشود.
در حدود 10000 سال پیش بشر موفق شد گونههایی از گیاهان که مهمترین آنها گندم و جو بودند را کشت کند و برخی حیوانات از جمله گونههای وحشی بُز و گوسفند را اهلی کرده و از آنها استفاده نماید.
شاید بپرسید این اتفاق در کجا رخ داد؟
در پاسخ باید گفت به دلیل فراهم بودن شرایط زیستمحیطی و همچنین وجود گونههای وحشی موارد یاد شده این اتفاق در غرب ایران، جنوب ترکیه و سوریه امروزی رخ داد.
حال برگردیم به داستان تا شرایط بشر را پس از تحولات یاد شده دوباره مرور کنیم. او (بشر) با توجه به کشت بـرخی گیاهـان و نگهـداری از جانورانی همچون بُز نیاز داشت تا مدت زمان بیشتری را در دشتهای میان کوهی در کنار محصولات در حال رشد سپری کند. از سویی نیز حجم منابع غذایی تولید شده سالانه توسط او رو به ازدیاد بود؛ بنابراین انتقال و بردن این حجم منابع غذایی با امکانات اندک او به پناهگاهها و غارهای واقع در کوهستانها و نقاط مرتفع امکانپذیر نبود. او مجبور بود تا تصمیم مهم دیگری بگیرد. و آن استقرار دایم در دشتهای میان کوهی بود. بشر از یک سو نیاز به اجرای این تصمیم داشت؛ ولی از سوی دیگر با عملی کردن این تصمیم عواملی مانند جانوران درنده، باران و برف، سیل، سرما و گرما تهدید کنندهی جان او بودند.
بشر تا کی میتوانست در سایهبانهای چوبی و یا ساخته شده از نی یا شاخ و برگ درختان سپری کند از این زمان بود که انسان توجه خود را به پدیدهای که در اطراف خود به وفور میدید ولی از کنار آن ساده میگذشت، جلب کرد و آن ترکیب خاک و آب و همان ساخت گِل آشنا شدن بشر با خاصیت گِل، شکلپذیری، در دسترس بودن و برگشتپذیری آن، سبب شد تا از آن برای ساختن پناهگاه برای خود استفاده کند। او حجم زیادی از گل را لایه لایه روی هم میگذاشت و بدین وسیله دیوارهایی را ایجاد میکرد (همین دیوارهای چینهای امروزی که به دور برخی از باغها هنوز میبینیم) و سقف آن را نیز با شاخ و برگ درختان میپوشاند و روی آن را نیز گل اندود میکرد و بدین وسیله توانست نخستین کلبههای روستایی را بسازد। ساخت این گونه کلبهها به دور هم نخستین روستاها را پدید آورد। آیا میدانید این گونه روستاها در کدام مناطق ایران برای نخستین بار ساخته شدند؟ بله، در غرب و جنوب غرب ایران امروزی یعنی همان جایی که بشر برای نخستین بار توانسته بود برخی گیاهان و جانوران را اهلی
حال از جنبهای دیگر به زندگی انسان آن روز نگاه میکنیم. پیش از آشنایی انسان با خاصیتهای گِل، تمامی ابزارهای لازم و روزمرة خود را با گونههای گوناگون سنگ میساخت (به ابزارهای سنگی نمایش داده شده در بخش پارینه سنگی خوب دقت کنید). استفاده از سنگ به سبب استحکام آن منطقی بود اما صرف زمان زیاد برای ساختن آن و برگشتناپذیری آن انسان را با دشواریهایی روبرو میساخت. آشنایی او با گِل و استفاده از آن در خانهسازی، سبب شد تا برای ساخت ابزار و یا وسایل روزمرهای که به آنها احساس نیاز میکرد، گِل را مورد آزمایش قرار دهد.
معلوم بود که نمیتوانست در کشاورزی از ابزارهای گِلی استفاده کند اما این دلیل نمیشد که برای ذخیرة منابع غذایی به دست آمده از کشاورزی، ساخت اشیایی را مدنظر قرار ندهد. او سعی کرد تا برای در امان نگه داشتن دانههای گیاهی به دست آمده از طریق کشاورزی برای فصلهای سرد سال در کلبههای روستایی خود جایی از زمین را بِکَند و دور آن را گِل اندود کند و پس از خشک شدن، دانههای خوراکی درو شده را در آن مکانها نگه داری کند تا از گزند رطوبت و حیوانات موذی مصون بماند. او دریافت که میتواند این گونه انبارها را در اندازههای گوناگون بسازد. پس سعی کرد تا گونههایی را امتحان کند که بتواند آنها را در شرایط لازم حمل و نقل کند. از این رو شروع به ساختن ظرفهای گِلی کرد. این موضوع به قدری اهمیت یافت که امروزه نیز ما پس از گذشت حدود 10000 سال از این زمان هنوز در خانههای خود از ظرفهای سفالین استفاده میکنیم.
از این زمان بود که بشر سعی نمود تا ظرفهای مختلفی را از دیدگاه شکل و اندازه از گِل بسازد و در زندگی روزمره از آنها استفاده کند. اما او دریافت که ظرف پس از خشک شدن و مورد استفاده قرار گرفتن به محض مجاورت با آب حالت خود را از دست داده و از بین میرود. نمیتوان این اتفاق را عمدی دانست؛ اما بشر پی برد که در صورت حرارت دیدن گِل، ظرف او حالت محکمی به خود میگیرد و دیگر آب نمیتواند آنها را به حالت اول بازگرداند. او این پدیده را با حرارت دادن عمدی ظروف ساخته شدهی گِلی امتحان کرد. چالههایی میساخت و ظروف را داخل آن قرار میداد و روی چاله را با شاخ و برگ درختان و یا فضولات حیوانی میپوشاند و آن را آتش میزد. معلوم است که اینگونه ظروف کیفیت چندانی نداشتند اما بهتر از ظروفی بودند که حرارت نمیدیدند.
این اتفاق در حدود 9000 سال پیش در مناطقی همچون آذربایجان، کرمانشاه و خوزستان کنونی رخ داد که شواهد آن از طریق کاوشها و حفاریهای باستانشناسی کشف شدهاند.
اما از این به بعد روند پیشرفت بشر در زمینه فن آوری، سرعت بیشتری گرفت. او شروع به ساخت نخستین کورههای سفالگری کرد تا از سویی بتواند درجه حرارت را در آنها بالا ببرد و از سوی دیگر تعداد بیشتری از ظروف را در هر نوبت بپزد. ظروف روز به روز کیفیت بیشتری مییافتند و آرام آرام به گونهای شد که بشر به جنبههای زیباییشناختی ظروف نیز توجه میکرد. او سطح ظروف را به هنگام خشک شدن با دستهای مرطوب صاف میکرد و نمیدانیم چگونه و با چه نیّتی و چه موادی شروع به کشیدن اشکال مختلف روی ظروف کرد! در ابتدا همگی این نقوش اشکال هندسی بودند مثلاً خطوط صاف، خطوط هاشوری و یا مثلث شکل؛ اما پس از اندک زمانی، نقوشی دیگر از جمله حیوان، گیاه و انسان روی سفالها پدیدار شد.
در خصوص درك و فهم نقوش بر روی سفالهای پیش از تاریخی مقالات و کتابهای زیادی نوشته شده نظرات پژوهشگران متفاوت است اما نکتهای که بسیاری از آنها اتفاق نظر دارند این است که رخدادهای اطراف بشر و زندگی روزمره او نقش بسزایی در موتیفهای روی ظروف ساخته شده به دست او ایفا میکردند। شاید این نکته جالب باشد که بسیاری از پژوهشگران عقیده دارند نخستین سفالگران تاریخ میتوانند خانمها باشند و شاید ظرافت ساخت برخی ظروف سفالی و یا نقوش روی آنها محققین را بر این باور سوق داده باشد و البته به نظر نیز منطقی میرسد।
در ابتدای بحث از چگونگی شرایط ابتدایی بشر در غارها و دشتها گفتیم و طرز چگونگی آشنایی آنها را با برخی گونههای گیاهی و جانوری بیان کردیم. از سوی دیگر به نظر برخی پژوهشگران به در ارتباط بودن نقوش روی سفالها و زندگی روزمره آنها اشاره کردیم. حالا نگاهی به اولین نقوش روی سفالهای پیش از تاریخی مینماییم. همان طور که یاد شد نقوش هندسی که پیش قراول نقوش روی سفالها بودند همچنان ادامه یافتند و اما در کنار اینها نقوش حیوانی، گیاهی و انسانی که از اهمیت بالایی برخوردار بودند نیز تجلی یافتند.
این پرسش پیش میآید که نخستین نقوش حیوانی و گیاهی مربوط به کدام یک از حیوانات و گیاهان میشدند؟ و چرا؟
پاسخ را این گونه آغاز میکنیم که بشر با دشت نشین شدن و معطوف کردن زندگی خود به اهلی کردن گیاهان (نخست گندم و جو) و جانوران (نخست بُز و گوسفند) وابستگی بسیاری به آنها یافت، بطوریکه رکن زندگی بشر را تشکیل دادند و او پس از یکجانشین شدن بدون استفاده از موارد یاد شده نمیتوانست به حیات خود ادامه دهد. بدیهی است که امروزه نیز میتوان نگاه و تفکر انسانها را در غالب آثار به جای مانده از آنها جستجو کرد و تا اندازهای به آنها دست یافت. یعنی همیشه انسان به مواردی که نقش مهمی در زندگی او بازی میکنند، توجه خاص داشته و سعی کرده به نوعی آنها را در دستآوردهای خود نشان دهد. بـه عنوان مثال اگر در خانـهای وارد شویـم و با وسایل سنتـی و قدیمی روبرو گردیم میتوانیم حدس بزنیم که صاحب خانه اشیاء و لوازم سنتی را به لوازم مدرن ترجیح میدهد.
غرض ما از بیان کردن مثال بالا این بود که بگوییم چرا نمیتواند گندم و بُز به عنوان نخستین گیاه و جانور بر روی سفالهای پیش از تاریخی تجلی یابد. آری، اگر میبینیم که نقش بُز بر روی سفالهای این دوره زیاد است، به دلیل اهمیت و جایگاه بالای این جانور در زندگی بشر آن روز و نیز وابستگی بشر به آن بوده که این وابستگی انکارناپذیر است. بنابراین حیات بشر به حیات همان حیوانات نقش شده روی ظروف بستگی داشت.
(اگر میبینید تاکید بیشتر ما در اینجا نقش حیوان "بُز" است به این دلیل است که مرتبط با اشیاء فرهنگی به نمایش درآمده در نمایشگاه است و گرنه نقوش گیاهی که شبیه گندم و جو باشند به وفور بر روی سفالهای پیش از تاریخی مشهودند که در جای خود به نمایش درخواهند آمد).
انسان پیش از تاریخی نقش خود را نیز در تقابل با حیواناتی همچون بُز به نمایش گذاشت و از این رهگذر با حرکت سادهی قلم بر روی سفالها توانست نخستین نقوش انسانی و حیوانی را رقم بزند. البته نقوش انسانی نیز در آغاز مانند نقوش حیوانی بسیار ساده (استلیزه شده)، شماتیک و ابتدایی بودند و امروزه مطالعه این نقوش هرچند ابتدایی و ساده ما را با افکار و ایدههای انسان دوره پیش از تاریخ آشنا میکند.
و اما لزوم نمایش این گونه نقوش این است که ما را با پیشینهی انسان یکجانشین، هنرهای اولیهی او و دلبستگیهای او آشنا میکند و باید بدانیم بسیاری از مواردی که امروزه به نظر ساده و ابتدایی میرسند و اهمیت چندانی به آنها نمیدهیم، روزگاری مهمترین دغدغه بشر محسوب میشدند و او برای حفظ و دوام زندگی خویش بسیاری از راهها را تجربه کرده و سختیهای زیادی دیده تا به آرامش نسبی دست پیدا کند।
منبع: بخش سفال موزه ملي ايران اسفندماه1388 خورشيدي

0 نظرات:
ارسال يک نظر