۲۹ شهریور ۱۳۸۹

منشور كوروش بزرگ

به بهانه برگزاری نمایشگاه منشور کوروش در موزه ملی ایران
این مطلب را چند سال پیش به مناسبت روز جهانی کوروش(7 آبان) گردآوری و درروزنامه صاحب قلم چاپ شد
منشور كوروش بزرگ
بنابر برخی منابع تاریخی 20 ژوئیه 530 پیش از میلاد سال روز مرگ کوروش کبیر موسس دولت هخامنشی در ایران است وی بنیانگذار عظیم ترین تمدن فرهنگی و سیاسی ایران باستان بوده که دامنه متصرفاتش، ایران را به پهناورترین گسترده جغرافیای تبدیل کرده بود کوروش پایه­گذار مبانی فکری و عقیدتی مترقی بود، که تا آن زمان نظیری نداشته و نیز ویژگی­های اخلاقی و انسانی وی را به شخصیتی اسطوره­ایی و افسانه­ای تبدیل کرده است. به­همین خاطر سرگذشت کوروش را در هاله­ای از ابهام فرو برده است.
کوروش کیست؟
از روی منشور کوروش وی خود را به آیندگان چنین معرفی می­کند من کوروش، پادشاه جهان، شاه بزرگ، شاه نیرومند، شاه بابل، شاه سومر واکد، شاه چهارگوشه جهان (بند20)، پسر کمبوجیه، شاه بزرگ، شاه <شهر> انشان، نوه کوروش، شاه <شهر> انشان، بنیره چیش پیش، شاه بزرگ، شاه <شهر> انشان (بند 21).
همان گونه که از متن این دو بند بر می­آید، وی از جانشینان شاهان محلی به شمار می رفته که تا سه نسل بر قملرو شاهی کوچکی در پارس حکومت کرده بودند. انشان مرکز این حکومت بوده که انزان نیز خوانده می­شد اولین حکمران از این خاندان چیش­پیش است و بعد از او کوروش اول پدر بزرگ کوروش، پس نوبت به حکومت پدر کوروش، کمبوجیه می­رسد پس از وی کوروش دوم که مورخان او را کوروش کبیر نیز می­خواندند، بر انشان حکومت می­کرد و هم او بود که سلسلة هخامنشی را بسط و توسعه می­دهد.
هردودوت مورخ یونانی، سال­های سلطنت کوروش را 29 سال ذکر می­کند، یعنی از تاجگذاری وی در سال 559 پیش از میلاد تا سال مرگ کوروش 530 پیش از میلاد را در بر می­گیرد.
پژوهشگران با مطالعه و بررسی­هایی که بر روی اسناد بابلی انجام داده­اند تاریخ جلوس و بر تخت کوروش را سال 559 پش از میلاد ذکر می­کنند.
گشایش بابل
توسعه قلمرو پادشاهی ایران در زمان کوروش با تصرف عیلام، ماد، لیدیه و در نهایت بابل به اوج خود رسید. بابل که از تمدن­های مهم و قدرتمند میان­رودان در زمان خود به شمار می­رفت دارای فرهنگ و هنر با شکوهی بود و پادشاهی آن متصرفات زیادی در اختیار داشت. این تمدن دیرینه با همسایگان خود رتباطات فرهنگی و اقتصادی و مستحکمی برقرار کرده بود به­طوری که خط و زبان بابلی در تمامی منطقه رايج شده بود.
بنابر منابع بابلی موجود، کوروش در سال 539 پیش از میلاد، سپاهیان بنونید پادشاه بابل را شکست داد و موفق به تصرف بابل گردید در پی این نبرد و شکست، مردم بابل رسما از کوروش به­عنوان پادشاه جدید خود در پایتخت استقبال کردند. کوروش تسلیم را پذیرفت و خود را فرمانروای تبرک یافته از سوی خداوند بر بابل اعلام کرد و این را از طریق تأیید کارهای ساختمانی بناهای مذهبی و دولتی نشان داد او اجازه داد تا هدایایی به خدایان تقدیم شود و رسماً فرمان مرمت پرسشگاه­های ویران و بازگشت اسارت شدگان به وطن ایشان را صادر نمود وی خود این رویداد مهم را چنین می­آورد.
آن­گاه که من (=کوروش) آشتی خواهان به بابل اندر شدم (بند 23) با شادی و شادمانی در کاخ شهریاری خوی، اورنگ سروری خویش بنهادم، مردوک، سرور بزرگ، مهر دل گشاده­ام را که دوستدار بابل است به خواست خود به ]خویشتن گردانید[ پس هر روز پیوسته در پرستش او کوشیدم. (بند24) و <آن گاه که> سربزان بسیار من دوستانه اندر بابل گام بر می داشتند من نگذاشتم کسی <در جایی> در تمامی سرزمین های اکدوسومر ترساننده باشد. (بند25)
من <شهر> بابل و همه <دیگر> شهرهای مقدس را در فراوانی نعمت پاس داشتیم.
درماندگان باشنده در بابل را که نبونئید ایشان را به رغم خواست خدایان یوغی داده بود (؟) نه درخور ایشان (بند 26) درماندگی هایشان را چاره کردیم و ایشان را از بیگاری برهانیدم. مردوک خدای بزرگ از کردارهای من شاد شد.(بند 27)
برخلاف فرمانروانیان آن دوران ها که با سنگدلی و خونریزی مبادرت به فتح سرمزن های دیگر می نمودند، کوروش هرگز، در پی تحمیل قدرت خود با ابزار خشوت و زور بر دیگر ملل بر نمی آمد. نمونه بارز این خونخواران در تاریخ باستان، آشور بانی پال، پادشاه قصی القلب آشور است که با وحشی گری تمام، شوش را مورد تهاجم و تارج قرار داد و آن شهر را با خاک یکسان کرد.
کوروش در پی تسلیم شدن سپاهیان بابل با صلح و بدور از هر گونه دشمنی دروازه های بابل را گشود و با احترام به شهروندان و مقدسات آنها، به پرستش و شکرگذاری پرداخت.
منشور آزادی کوروش
فتح بابل علاوه بر گسترش قلمرو پارسیان، نتیجه مهم­تری نیز در برداشت. کوروش پس از تصرف بابل به صدور یک بیانیه مبادرت ورزید که در بردارنده مبانی فکری و اصول عقیدتی وی بود این علامیه که با منشور آزادی کوروش معروف است، اولین علامیه حقوق بشر است که توسط یک فاتح برای مردم کشور تصرف شده بیان می­شود در ترجمه این منشور آمده است اینک که به یاری مزدا، تاج سلطنت ایران وبابل و کشورهای جهات اربعه را به سرگذاشته­ام، اعلام می کنم، تا روزی که زنده هستم و مزدا توفیق سلطنت را به من می دهد، دین و آئین و رسوم ملت­هائی که من پادشاه آنان هستم محترم خواهم شمرد. و نخواهم گذاشت که حکم و زیردستان من، دین و آئین و روسم ملت­هائی که من پادشاه آن­ها هستم یا ملت­های دیگر را مورد تحقیر قرار بدهند یا به آن­ها توهین نمایند.
من از امروزی که تاج سلطنت را به سر نهاده­ام تا روزی که زنده هستم و مزد توفیق سلطنت را به من می­دهد، هرگز سلطنت خود را بر هیچ ملتی تحمیل نخواهم کرد و هر ملت آزاد است که مرا به سلطنت خود قبول کند یا ننماید و هرگز نخواهد مرا پادشاه خود بداند و من برای سلطنت آن ملت مبادرت به جنگ نخواهم کرد.
من تا روزی که پادشاه ایران و بابل و کشورهای جهات اربعه هستم نخواهم گذاشت که کسی به دیگری ظلم کند و اگر شخصی مظلوم واقع شد من حق وی را ز ظالم خواهم گرفت و به او خواهم داد و ستمگر را مجازات خواهم کرد.
من تا روزی که پادشاه هستم و نخواهم گذاشت مال غیر منقول یا منقول دیگری را به روز یا به نحو دیگر بدون پرداخت بهای آن و جلب رضایت صاحب مال تصرف نماید من تا روزی که زنده هستم نخواهم گذاشت که شخصی، دیگری را به بیگاری بگیرد و بدون پرداخت مزد وی را به کار وادارد.
در این بیانیه به طور صریح و روشن حقوق شهروندان را متذکر می­شود و در برابر پایمال شدن این حقوق به شدت پاسخ می­دهد آزادی و شرف انسان­ها برای او با ارزش است و در انتخاب دین و عقیده، محل سکونت و شغل آن­ها هیچ­گونه نظری را تحمیل نمی­کند. او می­گوید: من امروز اعلام می­کنم که هر کس آزاد است که هر دینی را که میل دارد بپرستد و در هر نقطه­ای که میل دارد سکونت کند، مشروط بر این که در آن جا حق کسی را غضب ننماید و هر شغل را که میل دارد پیش بگیرد و مال خود را به هر نحو که مایل است به مصرف براسند، مشروط بر این که لطمه به حقوق دیگران نزند.
من اعلام می­کنم که هر کس مسئول اعمال خود است و هیچ کس را نباید به مناسبت تقصیری که یکی از خویشاوندانش کرده مجازات کرد و مجازات برادر گناهکار و برعکس به کلی ممنوع است و اگر یک فرد از خانواده یا طایفه­ای مرتکب تقصیر می­شود فقط مقصر باید مجازات گردد نه دیگران.
من تا روزی که به یاری مزدا سلطنت می­کنم نخواهم گذاشت که مردان و زنان را به عنوان غلام وکنیز بفروشند و حکام و زیردستان من مکلف هستند که در حوزة حکومت و مأموریت خود مانع از فروش و خرید مردان و زنان به عنوان غلام و کنیز بشوند و رسم بردگی باید به کلی از جهان برافتد و از مزدا خواهانم که مرا در راه اجرای تعهداتی که نسبت به ملت­های ایران و بابل و ملت­های ممالک اربعه برعهده گرفته­ام موفق گرداند.
نکتة مهم در بخش پایانی این متن، استعانت از خداوند برای اجرای تعهداتی که نسبت به مردم احساس می­کند و موفقتی که در اجرای آن­ها از خداوند خواستار است، ریشة دین باوری و یکتاپرستی را در افکار و عقاید وی و نیز حس مسئولیت پذیی و عمل در تعهداتی که برعهده گرفته را نمایان می­کند.
پاسارگاد:
کوروش پس از فراغت از نبرد، اقدامات عمرانی متعددی و براي تثبیت حکومت و پی­ریزی یک تمدن عظیم در پارس را شروع کرد. وی در 75 کیلومتری شمال غربی شهر عیلامی انشان، پاسارگاد، مرکز سلطنتی جدیدی را تأسیس کرد.
پاسارگاد که پارس­گده خوانده می­شود یکی از مراکز تجمع پارس­ها بوده که پایتخت هخامنشیان در زمان کوروش دوم و فرزندش کمبوجیه دوم بوده است.
کوروش در این شهر کاخ­ها و بناهای متعدد و وسیعی در میان باغ های کانال کشی شده ساخت. تالارهای چند ستونی این کاخ ها که معروف به آپادانا هستند، ریشه در هنر و معماری تمدن های تحت نفوذ در غرب اریان داشته که جلوه ای زیبا به پایتخت هخامنشی بخشیده بود ساقه ستون­ها از سنگ سفید است ولی پایه آن­ها از سنگ سیاه تشکیل شده اند. سرستون­ها مرکب از نیم تنه گاو یا شیر است.
در این بناها از شمایل نگاری و هنر سایل ملل در کار بر روی سنگ و ایجاد فضاهای سلطنتی با مهارت بسیار و ظرافت هنرمندانه ای استفاده شده است.
قطعات به جای مانده از برجسته کارهای استفاده از تندیس گونه های فاخر نشان ز مشارکتو به کارگیری هنر و سبک هنری دیگر ملل در ایجاد یک پایتخت سلطنتی دارد که تمامی وجوه یک امپراتوری را به نمایش می­گذارد.
تصویر کنده کاری شده این بر روی سنگ، که در کنار دری قرار داشته، یک فرشته بالدار را به ما ارائه می­دهد. که پژوهشگران گاهی آن را مرد بالدار نیز می­نامند این فرشته قبای عیلامی بر تن دارد و روی سرش تاجی است که از نشانه­های مصری ترکیب یافته است این تصویر با یک کتیبه کوتاه بیان­گر شمایل کوروش است که هنرمند با زیرکی متعلق کوروش را به دنیای باستان به تصویر کشیده است.
در متون اسلامی از ذوالقرنین نام برده می­شود که به عقیده برخی مفسران همان کوروش کبیر است.
مرگ کوروش
کوروش پس از فتح بابل توجه خود را به شرق ایران و آسیای میانه معطوف داشت، هر دو دولت و کنزیانس هر دو معتقدند او هنگام لشکرکشی به شرق به قتل رسید.
ایرانیان باستان در تجلیل و بزرگداشت پادشاه، به رسم عزاداری و سوگواری مراسماتی انجام می دادند. به طوری که هنگام درگذشت کوروش، آتش مقدس را در سراسر کشور خاموش کردند و دورة سوگواری عمومی آغاز شده ایرانیان موهای خود را کوتاه کردند و لباس عزا پوشیدند، یال اسبان خود را کوتاه کردند و جسد کوروش را به پارس آوردند و در پاسارگاد دفن کردند.
آریان یکی از مورخان گور کوروش را چنین توصيف می­کند: قبر کوروش پرآوازه در پاسارگاد در بوستان یا پردیس سلطنتی قرار داشت، این پردیس باغی بود که انواع درختان و جویبارها و مراتع بزرگ اطراف آن را احاطه کرده بودند، خود مقبره در سطحی پایین­تر از سنگ­های مربع شکل و مجموعاً به شکل مستطیل ساخته شده بود. در بالا اتاقی سنگی با سقف سنگی قرار داشت که از در بسیار تنگ آن یک مرد کوتاه قد به زحمت می­توانست عبور کند در اتاق تابوت سگی منقوش طلایی قرار داشت که جسد کوروش در آن دفن شده بود و در یک طرف اتاق نیز تختی با پایه­های زرین نهاده بودند یک فرشینه بابلی به عنوان روتختی و قالیچه­ای ارغوانی هم به عنوان فرش دیده می­شد که روی آن روپوش آستین­دار و جامه­های دیگر ساخت صنعتگران بابلی را نهاده بودند.
چنان که پیداست، کوروش با تشریفات تمام و همراه با اسباب و اثاثیه عالی و پارچه­ها، جامه­های خاص ایرانی و ضمائم گرانبها دفن شده است حفاظت از مزار او به نگاهبا موروثی سپرده شده بود که به گروه تحصیل کرده مغان تعلق داشتند، آن­ها با هزینه دربار تأمین می­شدند و برای شادی روان کوروش به قربانی می­پرداختند.
كتاب­شناسي:
1. ایران­نگار 1384، تهران: گنجینه نقش جهان، اسفند 1383.
2. راشد محصل، محمد تقی، کتیبه­های ایران باستان، تهران: دفتر پژوهش های فرهنگی، چاپ اول، 1380.
3. کورت آملی، هخامنشیان، ترجمه مرتضی ثاقب فر، تهران: ققنوس، چاپ دوم، اسفند 1379.
4. واندنبرگ، لوئی، باستان­شناسی ایران باستان، ترجمه عیسی بهنام، تهران: انتشارات دانشگاه تهران، چاپ اول 1345.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر