به بهانه برگزاری نمایشگاه منشور کوروش در موزه ملی ایران
این مطلب را چند سال پیش به مناسبت روز جهانی کوروش(7 آبان) گردآوری و درروزنامه صاحب قلم چاپ شد
منشور كوروش بزرگ
بنابر برخی منابع تاریخی 20 ژوئیه 530 پیش از میلاد سال روز مرگ کوروش کبیر موسس دولت هخامنشی در ایران است وی بنیانگذار عظیم ترین تمدن فرهنگی و سیاسی ایران باستان بوده که دامنه متصرفاتش، ایران را به پهناورترین گسترده جغرافیای تبدیل کرده بود کوروش پایهگذار مبانی فکری و عقیدتی مترقی بود، که تا آن زمان نظیری نداشته و نیز ویژگیهای اخلاقی و انسانی وی را به شخصیتی اسطورهایی و افسانهای تبدیل کرده است. بههمین خاطر سرگذشت کوروش را در هالهای از ابهام فرو برده است.
کوروش کیست؟
از روی منشور کوروش وی خود را به آیندگان چنین معرفی میکند من کوروش، پادشاه جهان، شاه بزرگ، شاه نیرومند، شاه بابل، شاه سومر واکد، شاه چهارگوشه جهان (بند20)، پسر کمبوجیه، شاه بزرگ، شاه <شهر> انشان، نوه کوروش، شاه <شهر> انشان، بنیره چیش پیش، شاه بزرگ، شاه <شهر> انشان (بند 21).
همان گونه که از متن این دو بند بر میآید، وی از جانشینان شاهان محلی به شمار می رفته که تا سه نسل بر قملرو شاهی کوچکی در پارس حکومت کرده بودند. انشان مرکز این حکومت بوده که انزان نیز خوانده میشد اولین حکمران از این خاندان چیشپیش است و بعد از او کوروش اول پدر بزرگ کوروش، پس نوبت به حکومت پدر کوروش، کمبوجیه میرسد پس از وی کوروش دوم که مورخان او را کوروش کبیر نیز میخواندند، بر انشان حکومت میکرد و هم او بود که سلسلة هخامنشی را بسط و توسعه میدهد.
هردودوت مورخ یونانی، سالهای سلطنت کوروش را 29 سال ذکر میکند، یعنی از تاجگذاری وی در سال 559 پیش از میلاد تا سال مرگ کوروش 530 پیش از میلاد را در بر میگیرد.
پژوهشگران با مطالعه و بررسیهایی که بر روی اسناد بابلی انجام دادهاند تاریخ جلوس و بر تخت کوروش را سال 559 پش از میلاد ذکر میکنند.
گشایش بابل
توسعه قلمرو پادشاهی ایران در زمان کوروش با تصرف عیلام، ماد، لیدیه و در نهایت بابل به اوج خود رسید. بابل که از تمدنهای مهم و قدرتمند میانرودان در زمان خود به شمار میرفت دارای فرهنگ و هنر با شکوهی بود و پادشاهی آن متصرفات زیادی در اختیار داشت. این تمدن دیرینه با همسایگان خود رتباطات فرهنگی و اقتصادی و مستحکمی برقرار کرده بود بهطوری که خط و زبان بابلی در تمامی منطقه رايج شده بود.
بنابر منابع بابلی موجود، کوروش در سال 539 پیش از میلاد، سپاهیان بنونید پادشاه بابل را شکست داد و موفق به تصرف بابل گردید در پی این نبرد و شکست، مردم بابل رسما از کوروش بهعنوان پادشاه جدید خود در پایتخت استقبال کردند. کوروش تسلیم را پذیرفت و خود را فرمانروای تبرک یافته از سوی خداوند بر بابل اعلام کرد و این را از طریق تأیید کارهای ساختمانی بناهای مذهبی و دولتی نشان داد او اجازه داد تا هدایایی به خدایان تقدیم شود و رسماً فرمان مرمت پرسشگاههای ویران و بازگشت اسارت شدگان به وطن ایشان را صادر نمود وی خود این رویداد مهم را چنین میآورد.
آنگاه که من (=کوروش) آشتی خواهان به بابل اندر شدم (بند 23) با شادی و شادمانی در کاخ شهریاری خوی، اورنگ سروری خویش بنهادم، مردوک، سرور بزرگ، مهر دل گشادهام را که دوستدار بابل است به خواست خود به ]خویشتن گردانید[ پس هر روز پیوسته در پرستش او کوشیدم. (بند24) و <آن گاه که> سربزان بسیار من دوستانه اندر بابل گام بر می داشتند من نگذاشتم کسی <در جایی> در تمامی سرزمین های اکدوسومر ترساننده باشد. (بند25)
من <شهر> بابل و همه <دیگر> شهرهای مقدس را در فراوانی نعمت پاس داشتیم.
درماندگان باشنده در بابل را که نبونئید ایشان را به رغم خواست خدایان یوغی داده بود (؟) نه درخور ایشان (بند 26) درماندگی هایشان را چاره کردیم و ایشان را از بیگاری برهانیدم. مردوک خدای بزرگ از کردارهای من شاد شد.(بند 27)
برخلاف فرمانروانیان آن دوران ها که با سنگدلی و خونریزی مبادرت به فتح سرمزن های دیگر می نمودند، کوروش هرگز، در پی تحمیل قدرت خود با ابزار خشوت و زور بر دیگر ملل بر نمی آمد. نمونه بارز این خونخواران در تاریخ باستان، آشور بانی پال، پادشاه قصی القلب آشور است که با وحشی گری تمام، شوش را مورد تهاجم و تارج قرار داد و آن شهر را با خاک یکسان کرد.
کوروش در پی تسلیم شدن سپاهیان بابل با صلح و بدور از هر گونه دشمنی دروازه های بابل را گشود و با احترام به شهروندان و مقدسات آنها، به پرستش و شکرگذاری پرداخت.
منشور آزادی کوروش
فتح بابل علاوه بر گسترش قلمرو پارسیان، نتیجه مهمتری نیز در برداشت. کوروش پس از تصرف بابل به صدور یک بیانیه مبادرت ورزید که در بردارنده مبانی فکری و اصول عقیدتی وی بود این علامیه که با منشور آزادی کوروش معروف است، اولین علامیه حقوق بشر است که توسط یک فاتح برای مردم کشور تصرف شده بیان میشود در ترجمه این منشور آمده است اینک که به یاری مزدا، تاج سلطنت ایران وبابل و کشورهای جهات اربعه را به سرگذاشتهام، اعلام می کنم، تا روزی که زنده هستم و مزدا توفیق سلطنت را به من می دهد، دین و آئین و رسوم ملتهائی که من پادشاه آنان هستم محترم خواهم شمرد. و نخواهم گذاشت که حکم و زیردستان من، دین و آئین و روسم ملتهائی که من پادشاه آنها هستم یا ملتهای دیگر را مورد تحقیر قرار بدهند یا به آنها توهین نمایند.
من از امروزی که تاج سلطنت را به سر نهادهام تا روزی که زنده هستم و مزد توفیق سلطنت را به من میدهد، هرگز سلطنت خود را بر هیچ ملتی تحمیل نخواهم کرد و هر ملت آزاد است که مرا به سلطنت خود قبول کند یا ننماید و هرگز نخواهد مرا پادشاه خود بداند و من برای سلطنت آن ملت مبادرت به جنگ نخواهم کرد.
من تا روزی که پادشاه ایران و بابل و کشورهای جهات اربعه هستم نخواهم گذاشت که کسی به دیگری ظلم کند و اگر شخصی مظلوم واقع شد من حق وی را ز ظالم خواهم گرفت و به او خواهم داد و ستمگر را مجازات خواهم کرد.
من تا روزی که پادشاه هستم و نخواهم گذاشت مال غیر منقول یا منقول دیگری را به روز یا به نحو دیگر بدون پرداخت بهای آن و جلب رضایت صاحب مال تصرف نماید من تا روزی که زنده هستم نخواهم گذاشت که شخصی، دیگری را به بیگاری بگیرد و بدون پرداخت مزد وی را به کار وادارد.
در این بیانیه به طور صریح و روشن حقوق شهروندان را متذکر میشود و در برابر پایمال شدن این حقوق به شدت پاسخ میدهد آزادی و شرف انسانها برای او با ارزش است و در انتخاب دین و عقیده، محل سکونت و شغل آنها هیچگونه نظری را تحمیل نمیکند. او میگوید: من امروز اعلام میکنم که هر کس آزاد است که هر دینی را که میل دارد بپرستد و در هر نقطهای که میل دارد سکونت کند، مشروط بر این که در آن جا حق کسی را غضب ننماید و هر شغل را که میل دارد پیش بگیرد و مال خود را به هر نحو که مایل است به مصرف براسند، مشروط بر این که لطمه به حقوق دیگران نزند.
من اعلام میکنم که هر کس مسئول اعمال خود است و هیچ کس را نباید به مناسبت تقصیری که یکی از خویشاوندانش کرده مجازات کرد و مجازات برادر گناهکار و برعکس به کلی ممنوع است و اگر یک فرد از خانواده یا طایفهای مرتکب تقصیر میشود فقط مقصر باید مجازات گردد نه دیگران.
من تا روزی که به یاری مزدا سلطنت میکنم نخواهم گذاشت که مردان و زنان را به عنوان غلام وکنیز بفروشند و حکام و زیردستان من مکلف هستند که در حوزة حکومت و مأموریت خود مانع از فروش و خرید مردان و زنان به عنوان غلام و کنیز بشوند و رسم بردگی باید به کلی از جهان برافتد و از مزدا خواهانم که مرا در راه اجرای تعهداتی که نسبت به ملتهای ایران و بابل و ملتهای ممالک اربعه برعهده گرفتهام موفق گرداند.
نکتة مهم در بخش پایانی این متن، استعانت از خداوند برای اجرای تعهداتی که نسبت به مردم احساس میکند و موفقتی که در اجرای آنها از خداوند خواستار است، ریشة دین باوری و یکتاپرستی را در افکار و عقاید وی و نیز حس مسئولیت پذیی و عمل در تعهداتی که برعهده گرفته را نمایان میکند.
پاسارگاد:
کوروش پس از فراغت از نبرد، اقدامات عمرانی متعددی و براي تثبیت حکومت و پیریزی یک تمدن عظیم در پارس را شروع کرد. وی در 75 کیلومتری شمال غربی شهر عیلامی انشان، پاسارگاد، مرکز سلطنتی جدیدی را تأسیس کرد.
پاسارگاد که پارسگده خوانده میشود یکی از مراکز تجمع پارسها بوده که پایتخت هخامنشیان در زمان کوروش دوم و فرزندش کمبوجیه دوم بوده است.
کوروش در این شهر کاخها و بناهای متعدد و وسیعی در میان باغ های کانال کشی شده ساخت. تالارهای چند ستونی این کاخ ها که معروف به آپادانا هستند، ریشه در هنر و معماری تمدن های تحت نفوذ در غرب اریان داشته که جلوه ای زیبا به پایتخت هخامنشی بخشیده بود ساقه ستونها از سنگ سفید است ولی پایه آنها از سنگ سیاه تشکیل شده اند. سرستونها مرکب از نیم تنه گاو یا شیر است.
در این بناها از شمایل نگاری و هنر سایل ملل در کار بر روی سنگ و ایجاد فضاهای سلطنتی با مهارت بسیار و ظرافت هنرمندانه ای استفاده شده است.
قطعات به جای مانده از برجسته کارهای استفاده از تندیس گونه های فاخر نشان ز مشارکتو به کارگیری هنر و سبک هنری دیگر ملل در ایجاد یک پایتخت سلطنتی دارد که تمامی وجوه یک امپراتوری را به نمایش میگذارد.
تصویر کنده کاری شده این بر روی سنگ، که در کنار دری قرار داشته، یک فرشته بالدار را به ما ارائه میدهد. که پژوهشگران گاهی آن را مرد بالدار نیز مینامند این فرشته قبای عیلامی بر تن دارد و روی سرش تاجی است که از نشانههای مصری ترکیب یافته است این تصویر با یک کتیبه کوتاه بیانگر شمایل کوروش است که هنرمند با زیرکی متعلق کوروش را به دنیای باستان به تصویر کشیده است.
در متون اسلامی از ذوالقرنین نام برده میشود که به عقیده برخی مفسران همان کوروش کبیر است.
مرگ کوروش
کوروش پس از فتح بابل توجه خود را به شرق ایران و آسیای میانه معطوف داشت، هر دو دولت و کنزیانس هر دو معتقدند او هنگام لشکرکشی به شرق به قتل رسید.
ایرانیان باستان در تجلیل و بزرگداشت پادشاه، به رسم عزاداری و سوگواری مراسماتی انجام می دادند. به طوری که هنگام درگذشت کوروش، آتش مقدس را در سراسر کشور خاموش کردند و دورة سوگواری عمومی آغاز شده ایرانیان موهای خود را کوتاه کردند و لباس عزا پوشیدند، یال اسبان خود را کوتاه کردند و جسد کوروش را به پارس آوردند و در پاسارگاد دفن کردند.
آریان یکی از مورخان گور کوروش را چنین توصيف میکند: قبر کوروش پرآوازه در پاسارگاد در بوستان یا پردیس سلطنتی قرار داشت، این پردیس باغی بود که انواع درختان و جویبارها و مراتع بزرگ اطراف آن را احاطه کرده بودند، خود مقبره در سطحی پایینتر از سنگهای مربع شکل و مجموعاً به شکل مستطیل ساخته شده بود. در بالا اتاقی سنگی با سقف سنگی قرار داشت که از در بسیار تنگ آن یک مرد کوتاه قد به زحمت میتوانست عبور کند در اتاق تابوت سگی منقوش طلایی قرار داشت که جسد کوروش در آن دفن شده بود و در یک طرف اتاق نیز تختی با پایههای زرین نهاده بودند یک فرشینه بابلی به عنوان روتختی و قالیچهای ارغوانی هم به عنوان فرش دیده میشد که روی آن روپوش آستیندار و جامههای دیگر ساخت صنعتگران بابلی را نهاده بودند.
چنان که پیداست، کوروش با تشریفات تمام و همراه با اسباب و اثاثیه عالی و پارچهها، جامههای خاص ایرانی و ضمائم گرانبها دفن شده است حفاظت از مزار او به نگاهبا موروثی سپرده شده بود که به گروه تحصیل کرده مغان تعلق داشتند، آنها با هزینه دربار تأمین میشدند و برای شادی روان کوروش به قربانی میپرداختند.
كتابشناسي:
1. ایراننگار 1384، تهران: گنجینه نقش جهان، اسفند 1383.
2. راشد محصل، محمد تقی، کتیبههای ایران باستان، تهران: دفتر پژوهش های فرهنگی، چاپ اول، 1380.
3. کورت آملی، هخامنشیان، ترجمه مرتضی ثاقب فر، تهران: ققنوس، چاپ دوم، اسفند 1379.
4. واندنبرگ، لوئی، باستانشناسی ایران باستان، ترجمه عیسی بهنام، تهران: انتشارات دانشگاه تهران، چاپ اول 1345.
بنابر برخی منابع تاریخی 20 ژوئیه 530 پیش از میلاد سال روز مرگ کوروش کبیر موسس دولت هخامنشی در ایران است وی بنیانگذار عظیم ترین تمدن فرهنگی و سیاسی ایران باستان بوده که دامنه متصرفاتش، ایران را به پهناورترین گسترده جغرافیای تبدیل کرده بود کوروش پایهگذار مبانی فکری و عقیدتی مترقی بود، که تا آن زمان نظیری نداشته و نیز ویژگیهای اخلاقی و انسانی وی را به شخصیتی اسطورهایی و افسانهای تبدیل کرده است. بههمین خاطر سرگذشت کوروش را در هالهای از ابهام فرو برده است.
کوروش کیست؟
از روی منشور کوروش وی خود را به آیندگان چنین معرفی میکند من کوروش، پادشاه جهان، شاه بزرگ، شاه نیرومند، شاه بابل، شاه سومر واکد، شاه چهارگوشه جهان (بند20)، پسر کمبوجیه، شاه بزرگ، شاه <شهر> انشان، نوه کوروش، شاه <شهر> انشان، بنیره چیش پیش، شاه بزرگ، شاه <شهر> انشان (بند 21).
همان گونه که از متن این دو بند بر میآید، وی از جانشینان شاهان محلی به شمار می رفته که تا سه نسل بر قملرو شاهی کوچکی در پارس حکومت کرده بودند. انشان مرکز این حکومت بوده که انزان نیز خوانده میشد اولین حکمران از این خاندان چیشپیش است و بعد از او کوروش اول پدر بزرگ کوروش، پس نوبت به حکومت پدر کوروش، کمبوجیه میرسد پس از وی کوروش دوم که مورخان او را کوروش کبیر نیز میخواندند، بر انشان حکومت میکرد و هم او بود که سلسلة هخامنشی را بسط و توسعه میدهد.
هردودوت مورخ یونانی، سالهای سلطنت کوروش را 29 سال ذکر میکند، یعنی از تاجگذاری وی در سال 559 پیش از میلاد تا سال مرگ کوروش 530 پیش از میلاد را در بر میگیرد.
پژوهشگران با مطالعه و بررسیهایی که بر روی اسناد بابلی انجام دادهاند تاریخ جلوس و بر تخت کوروش را سال 559 پش از میلاد ذکر میکنند.
گشایش بابل
توسعه قلمرو پادشاهی ایران در زمان کوروش با تصرف عیلام، ماد، لیدیه و در نهایت بابل به اوج خود رسید. بابل که از تمدنهای مهم و قدرتمند میانرودان در زمان خود به شمار میرفت دارای فرهنگ و هنر با شکوهی بود و پادشاهی آن متصرفات زیادی در اختیار داشت. این تمدن دیرینه با همسایگان خود رتباطات فرهنگی و اقتصادی و مستحکمی برقرار کرده بود بهطوری که خط و زبان بابلی در تمامی منطقه رايج شده بود.
بنابر منابع بابلی موجود، کوروش در سال 539 پیش از میلاد، سپاهیان بنونید پادشاه بابل را شکست داد و موفق به تصرف بابل گردید در پی این نبرد و شکست، مردم بابل رسما از کوروش بهعنوان پادشاه جدید خود در پایتخت استقبال کردند. کوروش تسلیم را پذیرفت و خود را فرمانروای تبرک یافته از سوی خداوند بر بابل اعلام کرد و این را از طریق تأیید کارهای ساختمانی بناهای مذهبی و دولتی نشان داد او اجازه داد تا هدایایی به خدایان تقدیم شود و رسماً فرمان مرمت پرسشگاههای ویران و بازگشت اسارت شدگان به وطن ایشان را صادر نمود وی خود این رویداد مهم را چنین میآورد.
آنگاه که من (=کوروش) آشتی خواهان به بابل اندر شدم (بند 23) با شادی و شادمانی در کاخ شهریاری خوی، اورنگ سروری خویش بنهادم، مردوک، سرور بزرگ، مهر دل گشادهام را که دوستدار بابل است به خواست خود به ]خویشتن گردانید[ پس هر روز پیوسته در پرستش او کوشیدم. (بند24) و <آن گاه که> سربزان بسیار من دوستانه اندر بابل گام بر می داشتند من نگذاشتم کسی <در جایی> در تمامی سرزمین های اکدوسومر ترساننده باشد. (بند25)
من <شهر> بابل و همه <دیگر> شهرهای مقدس را در فراوانی نعمت پاس داشتیم.
درماندگان باشنده در بابل را که نبونئید ایشان را به رغم خواست خدایان یوغی داده بود (؟) نه درخور ایشان (بند 26) درماندگی هایشان را چاره کردیم و ایشان را از بیگاری برهانیدم. مردوک خدای بزرگ از کردارهای من شاد شد.(بند 27)
برخلاف فرمانروانیان آن دوران ها که با سنگدلی و خونریزی مبادرت به فتح سرمزن های دیگر می نمودند، کوروش هرگز، در پی تحمیل قدرت خود با ابزار خشوت و زور بر دیگر ملل بر نمی آمد. نمونه بارز این خونخواران در تاریخ باستان، آشور بانی پال، پادشاه قصی القلب آشور است که با وحشی گری تمام، شوش را مورد تهاجم و تارج قرار داد و آن شهر را با خاک یکسان کرد.
کوروش در پی تسلیم شدن سپاهیان بابل با صلح و بدور از هر گونه دشمنی دروازه های بابل را گشود و با احترام به شهروندان و مقدسات آنها، به پرستش و شکرگذاری پرداخت.
منشور آزادی کوروش
فتح بابل علاوه بر گسترش قلمرو پارسیان، نتیجه مهمتری نیز در برداشت. کوروش پس از تصرف بابل به صدور یک بیانیه مبادرت ورزید که در بردارنده مبانی فکری و اصول عقیدتی وی بود این علامیه که با منشور آزادی کوروش معروف است، اولین علامیه حقوق بشر است که توسط یک فاتح برای مردم کشور تصرف شده بیان میشود در ترجمه این منشور آمده است اینک که به یاری مزدا، تاج سلطنت ایران وبابل و کشورهای جهات اربعه را به سرگذاشتهام، اعلام می کنم، تا روزی که زنده هستم و مزدا توفیق سلطنت را به من می دهد، دین و آئین و رسوم ملتهائی که من پادشاه آنان هستم محترم خواهم شمرد. و نخواهم گذاشت که حکم و زیردستان من، دین و آئین و روسم ملتهائی که من پادشاه آنها هستم یا ملتهای دیگر را مورد تحقیر قرار بدهند یا به آنها توهین نمایند.
من از امروزی که تاج سلطنت را به سر نهادهام تا روزی که زنده هستم و مزد توفیق سلطنت را به من میدهد، هرگز سلطنت خود را بر هیچ ملتی تحمیل نخواهم کرد و هر ملت آزاد است که مرا به سلطنت خود قبول کند یا ننماید و هرگز نخواهد مرا پادشاه خود بداند و من برای سلطنت آن ملت مبادرت به جنگ نخواهم کرد.
من تا روزی که پادشاه ایران و بابل و کشورهای جهات اربعه هستم نخواهم گذاشت که کسی به دیگری ظلم کند و اگر شخصی مظلوم واقع شد من حق وی را ز ظالم خواهم گرفت و به او خواهم داد و ستمگر را مجازات خواهم کرد.
من تا روزی که پادشاه هستم و نخواهم گذاشت مال غیر منقول یا منقول دیگری را به روز یا به نحو دیگر بدون پرداخت بهای آن و جلب رضایت صاحب مال تصرف نماید من تا روزی که زنده هستم نخواهم گذاشت که شخصی، دیگری را به بیگاری بگیرد و بدون پرداخت مزد وی را به کار وادارد.
در این بیانیه به طور صریح و روشن حقوق شهروندان را متذکر میشود و در برابر پایمال شدن این حقوق به شدت پاسخ میدهد آزادی و شرف انسانها برای او با ارزش است و در انتخاب دین و عقیده، محل سکونت و شغل آنها هیچگونه نظری را تحمیل نمیکند. او میگوید: من امروز اعلام میکنم که هر کس آزاد است که هر دینی را که میل دارد بپرستد و در هر نقطهای که میل دارد سکونت کند، مشروط بر این که در آن جا حق کسی را غضب ننماید و هر شغل را که میل دارد پیش بگیرد و مال خود را به هر نحو که مایل است به مصرف براسند، مشروط بر این که لطمه به حقوق دیگران نزند.
من اعلام میکنم که هر کس مسئول اعمال خود است و هیچ کس را نباید به مناسبت تقصیری که یکی از خویشاوندانش کرده مجازات کرد و مجازات برادر گناهکار و برعکس به کلی ممنوع است و اگر یک فرد از خانواده یا طایفهای مرتکب تقصیر میشود فقط مقصر باید مجازات گردد نه دیگران.
من تا روزی که به یاری مزدا سلطنت میکنم نخواهم گذاشت که مردان و زنان را به عنوان غلام وکنیز بفروشند و حکام و زیردستان من مکلف هستند که در حوزة حکومت و مأموریت خود مانع از فروش و خرید مردان و زنان به عنوان غلام و کنیز بشوند و رسم بردگی باید به کلی از جهان برافتد و از مزدا خواهانم که مرا در راه اجرای تعهداتی که نسبت به ملتهای ایران و بابل و ملتهای ممالک اربعه برعهده گرفتهام موفق گرداند.
نکتة مهم در بخش پایانی این متن، استعانت از خداوند برای اجرای تعهداتی که نسبت به مردم احساس میکند و موفقتی که در اجرای آنها از خداوند خواستار است، ریشة دین باوری و یکتاپرستی را در افکار و عقاید وی و نیز حس مسئولیت پذیی و عمل در تعهداتی که برعهده گرفته را نمایان میکند.
پاسارگاد:
کوروش پس از فراغت از نبرد، اقدامات عمرانی متعددی و براي تثبیت حکومت و پیریزی یک تمدن عظیم در پارس را شروع کرد. وی در 75 کیلومتری شمال غربی شهر عیلامی انشان، پاسارگاد، مرکز سلطنتی جدیدی را تأسیس کرد.
پاسارگاد که پارسگده خوانده میشود یکی از مراکز تجمع پارسها بوده که پایتخت هخامنشیان در زمان کوروش دوم و فرزندش کمبوجیه دوم بوده است.
کوروش در این شهر کاخها و بناهای متعدد و وسیعی در میان باغ های کانال کشی شده ساخت. تالارهای چند ستونی این کاخ ها که معروف به آپادانا هستند، ریشه در هنر و معماری تمدن های تحت نفوذ در غرب اریان داشته که جلوه ای زیبا به پایتخت هخامنشی بخشیده بود ساقه ستونها از سنگ سفید است ولی پایه آنها از سنگ سیاه تشکیل شده اند. سرستونها مرکب از نیم تنه گاو یا شیر است.
در این بناها از شمایل نگاری و هنر سایل ملل در کار بر روی سنگ و ایجاد فضاهای سلطنتی با مهارت بسیار و ظرافت هنرمندانه ای استفاده شده است.
قطعات به جای مانده از برجسته کارهای استفاده از تندیس گونه های فاخر نشان ز مشارکتو به کارگیری هنر و سبک هنری دیگر ملل در ایجاد یک پایتخت سلطنتی دارد که تمامی وجوه یک امپراتوری را به نمایش میگذارد.
تصویر کنده کاری شده این بر روی سنگ، که در کنار دری قرار داشته، یک فرشته بالدار را به ما ارائه میدهد. که پژوهشگران گاهی آن را مرد بالدار نیز مینامند این فرشته قبای عیلامی بر تن دارد و روی سرش تاجی است که از نشانههای مصری ترکیب یافته است این تصویر با یک کتیبه کوتاه بیانگر شمایل کوروش است که هنرمند با زیرکی متعلق کوروش را به دنیای باستان به تصویر کشیده است.
در متون اسلامی از ذوالقرنین نام برده میشود که به عقیده برخی مفسران همان کوروش کبیر است.
مرگ کوروش
کوروش پس از فتح بابل توجه خود را به شرق ایران و آسیای میانه معطوف داشت، هر دو دولت و کنزیانس هر دو معتقدند او هنگام لشکرکشی به شرق به قتل رسید.
ایرانیان باستان در تجلیل و بزرگداشت پادشاه، به رسم عزاداری و سوگواری مراسماتی انجام می دادند. به طوری که هنگام درگذشت کوروش، آتش مقدس را در سراسر کشور خاموش کردند و دورة سوگواری عمومی آغاز شده ایرانیان موهای خود را کوتاه کردند و لباس عزا پوشیدند، یال اسبان خود را کوتاه کردند و جسد کوروش را به پارس آوردند و در پاسارگاد دفن کردند.
آریان یکی از مورخان گور کوروش را چنین توصيف میکند: قبر کوروش پرآوازه در پاسارگاد در بوستان یا پردیس سلطنتی قرار داشت، این پردیس باغی بود که انواع درختان و جویبارها و مراتع بزرگ اطراف آن را احاطه کرده بودند، خود مقبره در سطحی پایینتر از سنگهای مربع شکل و مجموعاً به شکل مستطیل ساخته شده بود. در بالا اتاقی سنگی با سقف سنگی قرار داشت که از در بسیار تنگ آن یک مرد کوتاه قد به زحمت میتوانست عبور کند در اتاق تابوت سگی منقوش طلایی قرار داشت که جسد کوروش در آن دفن شده بود و در یک طرف اتاق نیز تختی با پایههای زرین نهاده بودند یک فرشینه بابلی به عنوان روتختی و قالیچهای ارغوانی هم به عنوان فرش دیده میشد که روی آن روپوش آستیندار و جامههای دیگر ساخت صنعتگران بابلی را نهاده بودند.
چنان که پیداست، کوروش با تشریفات تمام و همراه با اسباب و اثاثیه عالی و پارچهها، جامههای خاص ایرانی و ضمائم گرانبها دفن شده است حفاظت از مزار او به نگاهبا موروثی سپرده شده بود که به گروه تحصیل کرده مغان تعلق داشتند، آنها با هزینه دربار تأمین میشدند و برای شادی روان کوروش به قربانی میپرداختند.
كتابشناسي:
1. ایراننگار 1384، تهران: گنجینه نقش جهان، اسفند 1383.
2. راشد محصل، محمد تقی، کتیبههای ایران باستان، تهران: دفتر پژوهش های فرهنگی، چاپ اول، 1380.
3. کورت آملی، هخامنشیان، ترجمه مرتضی ثاقب فر، تهران: ققنوس، چاپ دوم، اسفند 1379.
4. واندنبرگ، لوئی، باستانشناسی ایران باستان، ترجمه عیسی بهنام، تهران: انتشارات دانشگاه تهران، چاپ اول 1345.

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر