۲۰۰۹/۱۱/۹

سنگ يادمان «بَمو»


55 سال پس از کشف، سنگ يادمان «بمو» در موزه‌ي ملي ايران به‌نمايش درآمد
سنگ يادمان «بَمو» که در منطقه‌ي بمو در مرز کوهستاني ايران و عراق پيدا شده است، پس از 55سال براي نخست
پنجمين نشست تخصصي موزه‌ي ملي ايران با عنوان «سنگ يادمان بمو» تکه‌اي فراموش‌شده از هنر پيش از هخامنشي غرب ايران با سخنراني مهرداد ملک‌زاده ـ باستان‌شناس ـ برگزار شد.
در ابتداي اين نشست، ملک‌زاده به کنجکاوي خود در موزه‌ي ملي ايران و در ميان آثار قرارگرفته در گوشه‌اي از اين موزه اشاره کرد که به شناسايي اين سنگ يادمان منجر شد.
اين باستان‌شناس بيان کرد: سنگ يادمان بمو از نمونه‌هاي منحصربه‌فرد سنگ يادمان در دوره‌ي ايلام نو است که از نظر نگاره‌شناسي با هنر ايلام نو کاملا هم‌خواني دارد.
به گفته‌ي او، شکل چشمان، بيني‌، لب‌ها، گوش، ريش، سربند بسته‌شده و قوسي که در بالاي اين سنگ وجود دارد، کمک مي‌کنند تا دريابيم، اين سنگ يک نقش‌برجسته‌ي شکسته‌شده نيست، بلکه يک سنگ يادمان است.
اين پژوهشگر دوران تاريخي در ادامه، تصاويري را از ديگر سنگ‌هاي يادمان که در موزه‌هاي مختلف دنيا نگهداري مي‌شوند و به شناسايي و تاريخ‌گذاري يادمان بمو کمک مي‌کنند، نمايش داد و اظهار داشت: از دوره‌ي آشور نو که بنيان‌گذار نوع جديدي از سنگ يادمان‌ها به‌عنوان يک عنصر فرهنگي است، دو سنگ يادمان در ايران يافت شده‌اند که يکي از آن‌ها در موزه‌ي ملي و ديگري در اورشليم نگهداري مي‌شود.
ملک‌زاده با اشاره به اين‌که ريشه‌هاي ايراني هنر هخامنشي چندان شناخته‌شده نيستند، گفت: نقش روي سنگ يادمان بمو که چهره‌ي نيم‌رخ مردي رو به سمت راست را نشان مي‌دهد که يک دست خود را به علامت نيايش در برابر صورت گرفته، تداعي‌کننده‌ي هنر ايلام نو و بسيار شبيه نقش ايزد بال‌دار در پاسارگاد است. به همين دليل، اين سنگ يادمان مانند يک حلقه‌ي واسطه ميان هنر ايلام نو و هنر آرکائيک هخامنشي است.
وي هم‌چنين توضيح داد: سنگ يادمان، واژه‌اي است که در عبارت يوناني با عنوان «استل» به کار برده مي‌شود؛ ولي برخلاف بسياري از مواد فرهنگي آشور نو، نام آشوري اين تک‌سنگ‌ها را نمي‌دانيم. با ‌اين حال، در اين «استل» متأسفانه نشانه‌اي از اين‌که کتيبه يا خطي وجود داشته نمي‌بينيم؛ اما احتمالا نوشته‌اي بر تن اين سنگ وجود داشته که به روزگار ما نرسيده است.
سنگ يادمان بمو، تکه‌سنگ منقوشي به ابعاد 30 در 30 سانتي‌متر است که در سال 1334 طي بررسي‌هاي باستان‌شناختي استان کرمانشاه در حدود 100 کيلومتري جنوب غربي سرپل ذهاب و نزديک حوزه‌ي شيخان، مرز کشور عراق کشف شد.
ملک‌زاده در پايان اين نشست در پاسخ به پرسش برخي حاضران درباره‌ي اطلاعات باستان‌شناسي از دوره‌هاي مختلف تاريخي مانند هخامنشي، تأکيد کرد: باستان‌شناسي ما باستان‌شناسي بسيار بي‌پرسشي است، زيرا به‌طور مثال، از دوره‌ي اشکاني هيچ‌چيز نمي‌دانيم. اين درحالي است که بايد پرسش‌هاي دقيقي را در باستان‌شناسي مطرح و براي يافتن پاسخ آن‌ها فعاليت کنيم.
او اضافه کرد: به‌جز شوش، تخت جمشيد و پاسارگاد کدام محوطه‌ي هخامنشي را مي‌شناسيم؟ آيا فقط در اين دوره چند کاخ وجود داشته‌اند و همه‌ي مردم در اين کاخ‌ها زندگي مي‌کردند؟ در دوره‌ي ماد نيز چنين پرسش‌هايي گريبان‌گير ما هستند. با اين حال، انجام کاوش‌ در مکان‌هايي که کار عمراني در آن‌ها انجام مي‌شود، ضروري است؛ ولي بايد در باستان‌شناسي به قصد پرسش نيز کاوش کنيم.